محمد مهرسام جانمحمد مهرسام جان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

یه دنیای جدید و زیباتر با تو

هفت ماهگی

یکشنبه بیست و هفتم بهمن ماه ساعت یازده و سی دقیقه صبح مهرسام ما دقیقآ چهار روز بعد از سالگرد عقد مامان و باباش هفت ماهه شد. این روزها مهرسام خیلی بامزه شده و تغییرات‌ش کاملاً محسوسه. دیگه خودش کاملا میتونه بشینه از وقتی خیلی کوچولو بود مرتب بهش می‌گفتیم Arms Up و Arms Down و حرکت‌ش رو هم انجا می‌دادیم به این امید که یاد بگیره؛ ولی الان وقتی بهش می‌گیم فکر می‌کنه بازیه و می‌خنده. جدیداً عادت کرده فقط تو کالسکه می‌خوابه که به نظر من این‌طوری خوابوندن‌ش خیلی راحت‌تره ،  عاشق کی‌بورده و با هیجان تایپ می‌کنه؛ مرتب هم به مانیتور نگاه می‌کنه. گاهی...
30 بهمن 1392

آتلیه 6 ماهگی

اینم چندتا از عکسهای آتلیه ای که قولشو داده بودم       امروز مهرسام اولین برف زندگیش رو هم تجربه کرد و به خاطر سرد بودن هوا بجای بیرون رفتن و آدم برفی ساختن توی خونه اینکارو کردیم منو بابا با تمام وجود دوستت داریم عزیزم ...
18 بهمن 1392

200 روزگی

دلبند عزیز ما مهرسام جان! امروز تو دویست روزه شدی و این روزهای زیبای با تو بودن خیلی خیلی زود  داره می‌گذره؛ به قول یه دوست نمی‌دونم هر روز که سپری می‌شه یک روز از با تو بودن‌م کم می‌شه یا یک روز بهش اضافه میشه! اما وقتی که با تو هستم به تنها چیزی که فکر نمیکنم زمان و وقته و درست وقتی که برای چند دقیقه ازم دور می شی و تو رو نمی‌بینم دقایق و ساعات طولانی می‌شن و سخت و کند می‌گذرن ،  فکر کنم چشم به هم بذارم یک​ساله شده باشی . پارسال این موقع​ها هفته​ی شانزدهم حاملگی رو می​گذروندم و کنجکاو بودم برای دونستن جنسیت و امسال....   پ س ر م این ر...
14 بهمن 1392
1